حکومت دینی چیست؟ (۱)
در گفتوگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاستمدار کهنهکار جمهوریخواه پرسیدهام؛ حکومت دینی چیست؟ آیا حکومت دینی همانند دعانویسی در ایران قدیم است؟ آیا برساخت حکومت دینی به چیزی بیش از حکومتها ی دیگر، روزآمد، روزگارآمد و فیزیکی که میشناسیم اشاره دارد؟ یا این برساخت و برچسب به چیزی ویژه و یگانه نمیرسد و تنها پوشش است که در برخی ازهمبودمانها و تاریخها راه گروهی از مردم و سیاستمدارها ی آنان را به سراپرده ی قدرت کوتاهتر میکند؟ چرا برای گذار از جمهوری اسلامی باید از «دروغ حکومت دینی» بگذریم؟ آیا ما حکومت اسلامی را میشناسیم؟ چرا ۴۷ سال پساز انقلاب هنوز کمتر کسی میداند حکومت دینی چیست؟ برساخت حکومت دینی چیست؟ و چهگونه به فیزیک و متافیزیک سیاست میرسد؟ چهکسانی گرفتار این متافیزیک هستند؟ و چهگونه دریافت بنیادها ی سیاسی و فیزیکی ی دروغ حکومت دینی میتواند گفتمان روزگارآمدگرایی (سکولاریسم) و جداییگرایی (لاییسیته) را در ایران دگرگون کند؟ منظور هواداران حکومت دینی از این برساخت چیست؟ تا چهپایه این توهم و بددانی ریشه در دریافت سیاست دارد؟ آیا این برساخت همانند علوم اسلامی یک توهم است؟ و بیشتر، چنین دریافتی از حکومت دینی آیا چیزی معنادار روی میز سیاست میگذارد؟ آیا پزشکی اسلامی، دعانویسی، و روانشناسی اسلامی روی دیگر حکومت اسلامی است؟ و همه همانند فیزیک اسلامی دروغهایی بزرگاند؟ آیا حکومت اسلامی ریختی از متافیزیک و دعانویسی در گستره ی سیاست است؟ از تاریخ دین در ایران و جهان در این باره چهمیتوان آموخت که راه ما را در برساختن یک حکومت و فرمانروایی ی ملی و روزآمد هموار و کوتاه کند؟ آیا حکومت و فرمانروایی دینی در خاستگاه، در فرآیند داوری و در آماج خود، انسانمند، زمانمند و همانند حکومتها ی دیگر است؟ یا دستکم در یکی از این لایهها چیزی هست که فرمانروایی دینی را از دیگران جدا و دیگر میکند؟