داد و دادگستری در دستان علی خامنهای
در گفتوگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاستمدار کهنهکار جمهوریخواه پرسیدهام: علی خامنهای را چهگونه باید خواند؟ علی خامنهای، روحالله خمینی و محمدرضاشاه در آینه ی دادگستری دوران خودچهگونه دیده میشوند؟ چرا ارزیابی دادمندانه از چهرهها ی ملی در ایران چنین دشوار است؟ همانندیها و ناهمانندیها ی روحالله خمینی و علی خامنهای چه بود؟ و آنها را چهگونه باید از رهبران سیاسی پیش از خود جدا کرد؟ دستآوردها ی علی خامنهای در همانندی با روحالله خمینی چه بود؟ آیا علی خامنهای ادامه ی روحالله خمینی بود؟ یا پایان او؟ آیا دستآوردها ی (هرچه که هستند) آنها نشانی از دولتمردانی بزرگ داشت؟ داد و دادگستری در دستان علی خامنهای چهگونه ورزخورد؟ و چهگونه کار میکرد؟ آیا علی خامنهای از خردمندی ی درخوری برای حفظ نظام برخوردار بود؟ یا او با فروکاهیدن نهاد دادگستری به آلتفعل خود، ضربههایی کاری به نظام جمهوری اسلامی زد؟ و زخمهایی ژرف در پیکره ی ملی ایران نشاند؟
علی خامنهای و رهبری زهرآگین او را باید یکی از بدبختیها و بدشانسیها ی بزرگ تاریخی ایران دید؛ او هزینههایی هنگفت روی دست مردمان ایران گذاشت، یکتنه در برابر برآمدن دولت ملی در ایران و پس از انقلاب ایستاد؛ فرآیند اصلاحات را زمین زد و توسعه و شکوفایی ایران را هزینه لجبازیها و نادانیها ی خرکی خود کرد؛ مرمان بسیاری را کشت و رفت. علی خامنهای نخستین کافر به روحالله خمینی و نگرهمان ولایت مطلقه ی فقیه در ساختار جمهوری اسلامی بود؛ شخصیت زهرآگینی که هم دوران زندهگی خمینی و هم پس از مرگ او از دریافت ولایتمطلقه ی فقیه ناتوان بود و سرانجام جمهوری اسلامی را به حکومتی شخصی و خاتوادهگی فروکاهید و رفت.