بازماند و میراث علی خامنهای
در گفتوگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاستمدار کهنهکار جمهوریخواه پرسیدهام: چهگونه باید چهرهها ی ملی را سنجید؟ اگر بازماند و میراث علی خامنه ای را در ترازو بگذاریم، چهخواهیم دید؟ آیا آیتالله مردی کوچک بود؟ و کارنامهای پر از هیچ داشت؟ یا با رهبری روبهرو هستیم که هرچند سرکوبگر بود، اما کارنامهای پذیرفتنی دارد؟ چرا ارزیابی دادمندانه ی چهرهها ی ملی در ایران چنین دشوار است؟ دستآوردها ی علی خامنهای چه بود؟ آیا این دستآوردها (هرچه که هستند) نشانی از دولتمردی بزرگ داشتند؟ یا باوجود شخصیت کوچک و زهرآگین او همبودمان پیچیده شده بود و دوران تازه چند گام پیشرفته است؟ علی خامنهای چهگونه همانند یا ناهمانند با پیشینیان خود بود؟
علی خامنهای و رهبری زهرآگین او را باید یکی از بدبختیها و بدشانسیها ی بزرگ تاریخی ایران دید؛ او هزینههایی هنگفت روی دوش مردمان ایران گذاشت، یکتنه در برابر برآمدن دولت ملی در ایران و پس از انقلاب ایستاد؛ فرآیند اصلاحات را زمین زد و توسعه و شکوفایی ایران را هزینه لجبازیها و نادانیها ی خرکی خود کرد؛ مرمان بسیاری را کشت و رفت. علی خامنهای نخستین کافر به روحالله خمینی و نگرهمان ولایت مطلقه ی فقیه در ساختار جمهوری اسلامی بود؛ شخصیت زهرآگینی که هم دوران زندهگی خمینی و هم پس از مرگ او از دریافت ولایتمطلقه ی فقیه ناتوان بود و سرانجام جمهوری اسلامی را به حکومتی شخصی و خاتوادهگی فروکاهید و رفت.