چهکسانی در جنگ دستداشتهاند؟
در گفتوگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاستمدار کهنهکار جمهوریخواه پرسیدهام: چهکسانی در جنگ دستداشتهاند؟ آیا اسلام کردور پایدار (ضریب ثابت) ترازو (معادله) ی سیاست در ایران است؟ و باید از آسیبشناسی ستمسالاری بیرونگذاشته شود؟ یا آنچنان که گروهی از اسلامستیزها میگویند اسلام بخشی از دشواری سیاست در ایران است؟ پیوند براندازی و اسلامستیزی از یکسو و براندازی و جنگ از دیگرسو چهگونه است؟ و چهگونه به افتادن آتش جنگ در دامن ایرانخانم انجامید؟
جنگطلبان چه کسانی هستند؟ سازمان مجاهدین خلق که کارها ی کثیف اسراییل را در ایران انجام میدهند؛ بخش مهمی از جنگطلبها ی ایرانی هستند. سلطنتطلبها هم که در جعبه ی آچار بیگانهکان جاگرفتهاند و بخشی از نیروها ی انایرانی هستند، آشکارا جنگطلب هستند و همه ی تخممرغها ی خود را در سبد اسراییل گذاشتهاند. اما برخی از جریانها ی چپ بدخیم همانند حزب کمونیست کارگری و لایههایی از جریانها ی قومی ی برانداز و خشونتطلب هم هستند که دلشان با جنگ و اسراییل است. این جریانهای همهگی بهطور کوشا در راه براندازی ی جمهوری اسلامی ایران کارمیکنند؟ و به برونسپاری براندازی چشمدوختهاند. کسانی هم که از خشونت میپرهیزند، و خواهان دگرگونیها ی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ی درست یا نادرست هستند، اما خود را برانداز میخوانند، درگیر گفتمانهایی هستند که آتش جنگ را تهیهمی کنند.
این نادانی که نافرمانی ی مدنی در برابر ستمسالاری را براندازی میخوانند؛ و ایستادهگی را به گریز از خردمندی ی سیاست ورزی و آزادی میکشانند، از کجا آمده است؟ این نادانی برآمد کدام کینهتوزی کور و نابخردانه است؟ این بدپنداری براندازانه راه است یا چاه؟ و چهگونه به خلا برانداز میرسد؟ و براندازان بدپندار را به ستون پنجم بیگانهگان دگرمیدیسد؟ آیا براندازان در زمین ستمسالاری و جریانها ی تند و بدخیم جمهوری اسلامی بازی میکنند؟ و در همدستی با آنها در انداختن جنگ به دامن ایران دستداشتهاند؟