براندازی گریز از سیاست‌ورزی، خردمندی و آزادی است؛ گفت‌وگو ی اکبر کرمی و منوچهر صالحی

براندازان چه کسانی هستند؟

در گفت‌وگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاست‌مدار کهنه‌کار جمهوری‌خواه پرسیده‌ام: براندازان چه کسانی هستند؟ از سازمان مجاهدین خلق که کارها ی کثیف اسراییل را در ایران انجام می‌دهد؛ سلطنت‌طلب‌ها که در جعبه ی آچار بی‌گانه‌کان جاگرفته‌اند و بخشی از نیروها ی ان‌ایرانی هستند: برخی از جریان‌ها ی چپ بدخیم همانند حزب کمونیست کارگری و لایه‌هایی از جریان‌ها ی قومی ی برانداز و خشونت‌طلب، آیا جریان‌های دیگری هم هستند که برانداز راستین باشند؟ و کوشا در راه براندازی ی جمهوری اسلامی ایران کارکنند؟ چرا بسیاری از کسانی که از خشونت می‌پرهیزند، و خواهان دگرگونی‌ها ی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ی درست یا نادرست هستند، خود را برانداز می‌خوانند؟ این نادانی که ایستاده‌گی، نافرمانی مدنی در برابر ستم‌سالاری را براندازی می‌خوانند؛ و به گریز از خردمندی ی سیاست ورزی و آزادی می‌رسد، از کجا آمده است؟ این نادانی برآمد کدام کینه‌توزی کور و نابخردانه است؟ این بدپنداری براندازانه راه است یا چاه؟ و چه‌گونه به خلا برانداز می‌رسد؟ و براندازان بدپندار را به ستون پنجم بی‌گانه‌گان دگرمی‌دیسد؟ آیا براندازان در زمین ستم‌سالاری و جریان‌ها ی تند و بدخیم جمهوری اسلامی بازی می‌کنند؟

براندازان راستین در ایران ام‌روز جریان‌ها ی مجاهدین خلق، سلطنت‌طلب و برخی از گروه‌ها ی جدایی‌طلب هستند؛ جریان‌ها و گروه‌هایی که بدخیم و خشونت‌طلب هستند، و در بنیادها از جمهوری اسلامی ایران و جریان‌ها ی مذهبی چیره در آن، بارها خطرناک‌تر و برای ایران ویران‌گرتر می‌باشند. بسیاری از جریان‌ها ی دیگر در پادایست‌مان که خود را برانداز می‌دانند و می‌خوانند (حتا اگر خواهان رفتن جمهوری اسلامی و سرنگونی آن هستند) برانداز نیستند! این بدپنداری‌ها و بدپنداران ریشه‌ها ی ژرفی دارند و در جایی به برنامه‌ها ی امنیتی‌ها ی جمهوری اسلامی می‌رسند که این جریان‌ها ی خام و کینه‌توز را در دام گفتمان بدخیم براندازی انداخته است، تا آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر شکار شوند. چه‌گونه بی‌خانه‌مانی سیاسی و سرکوب در ایران سیاست را توده‌ای کرده و از پا انداخته است؟ آیا ایستاده‌گی مدنی برای مردم‌سالاری نیازمند آگاهی و نهادها ی مدنی خودبسنده نیست؟ آیا راهی مگر گام‌ها ی کوچک و آرام در دست‌رس ما هست؟ انقلاب روی دیگر فقر و نداری است؛ و نداری گران‌تر از آن نست که در توان هم‌بودمانی همانند ایران باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.