کسانی که ایران را نمی‌شناسند، و پای آن نمی‌ایستند، ملی نیستند

چرا گروهی از جمهوری‌خواهان نتوانستند کنار ایران ب‌ایستند؟

در گفت‌وگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاست‌مدار کهنه‌کار جمهوری‌خواه پرسیده‌ام: آیا کسانی که ایران را نمی‌شناسند، و پا ی آن نمی‌ایستند، ملی هستند؟ چرا گروهی از جمهوری‌خواهان نتوانستند کنار ایران ب‌ایستند؟ چه‌گونه برخی از جریان‌ها ی جمهوری‌خواه آتش‌بیار تنور لوده‌گی سلطنت‌طلبی و ریختی از فاشیزم شدند؟ آیا ایران برای رضا پهلوی اهمیت دارد؟ یا او درگیر گیرها و گره‌ها ی فرگان‌ و شخصیت خود است و پیش و بیش از ایران به سودها و زیان‌ها ی خود و خانواده ی خود می‌اندیشید؟

روندها و فرآیندهایی که به جنگ رسیدند، کدام اند؟ آیا تنها باید به علی خامنه‌ای و مجتبا پرداخت؟ و از جمهوری اسلامی خرده‌‌گرفت؟ یا به رضا پهلوی و هواداران جنگ هم باید پرداخت؟ آیا باید بیش‌تر و پیش‌تر رفت و به همه ی فرآیندهایی که ما را به این‌جا آورده است، نگریست و اندیشید؟ اگر یک آسیب‌شناسی ژرف و کارآمد تا آن‌جا باید پیش‌رود که به همه‌گان از جمله جریان نزدیک به ما هم برسد، نقش جمهوری‌خواهان را در این فاجعه چه‌گونه باید دید و بررسید؟ گفتمان براندازی در نبود کردمان و سازوکاری درخور برای براندازی أیا بخشی از فاجعه نبود؟ و به درمانده‌گی نینجامید؟ و آیا در این درمانده‌گی نبود که گروهی به بی‌گانه‌گان آویختند، و‌ فریاد ما را آزاد کنید، سردادند؟ جمهوری‌خواهانی که با گفتمان سلطنت‌طلبان هم‌پوشانی داشتند، در این داستان چه می‌کردند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.