جنگ و دیدگاهها ی پایانجهانی ی یهودی، مسیحی و اسلامی
در گفتوگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاستمدار کهنهکار جمهوریخواه پرسیدهام: چهگونه گرایشها ی پایانجهانی در این جنگ بههم رسیدند؟ جنگ دوم اسراییل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران چرا آغاز شد؟ و دیدگاهها ی پایانجهانی ی یهودی، مسیحی و اسلامی چه نفشی در آن بازی میکنند؟ چرا در جنگ اسراییل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران باید کنار جمهوری اسلامی ایران ایستاد؟ آیا کسانی که نه به جمهوری اسلامی را با نه به جنگ همزمان سرمیدهند، در برابر منطق جنگ، خود را به نادانی زدهاند؟ از جمهوری اسلامی پس از برتازش آمریکا و اسراییل چهخواهد ماند؟ آیا جمهوری اسلامی میتواند از این برتازش ددمنشانه و دژخیمی آشکار جانبهدربرد؟ و بماند؟ آیا ما ایرانیان میتوانیم از خطاها ی گذشته بیاموزیم و هزینهها را چندباره نکنیم؟ چهگونه ایرانیان میتوانند از گفتمانها و نهادها ی سنتی همانند سلطنت و اسلام بهسلامت بگذرند؟ و یک بار برای همیشه با آنها خردمندانه و رامیارانه (سیاستمدرارانه) روبهرو شوند؟
روندها و فرآیندهایی که به جنگ رسیدند، کدام اند؟ آیا تنها باید به علی خامنهای و مجتبا پرداخت؟ و از جمهوری اسلامی خردهگرفت؟ یا به رضا پهلوی و هواداران جنگ هم باید پرداخت؟ آیا باید بیشتر و پیشتر رفت و به همه ی فرآیندهایی که ما را به اینجا آورده است، نگریست و اندیشید؟ اگر یک آسیبشناسی ژرف و کارآمد تا آنجا باید پیشرود که به همهگان از جمله جریان نزدیک به ما هم برسد، نقش جمهوریخواهان را در این فاجعه چهگونه باید دید و بررسید؟ گفتمان براندازی در نبود کردمان و سازوکاری درخور برای براندازی أیا بخشی از فاجعه نبود؟ و به درماندهگی نینجامید؟ و در این درماندهگی نبود که گروهی به بیگانهگان آویختند، و فریاد ما را آزاد کنید، سردادند؟ بنیادها ی خشونت در ایران کجاست؟ و چه نسبتی میان شهرنشینی و خشونت دیده میشود؟ چهگونه درماندهکی به خشونت رسید؟ و چهگونه میتوان دام خشونت را در در ایران برچید؟ آیا در فرهنگ دینخو کلام هم به سپهر سیاسی میرسد و جای فلسفه ی سیاسی را میگیرد؟