در جنگ اسراییل و آمریکا با ایران کجا باید ایستاد؟
در گفتوگو با منوچهر صالحی نویسنده و سیاستمدار کهنهکار جمهوریخواه پرسیدهام: چرا در جنگ اسراییل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران باید کنار جمهوری اسلامی ایستاد؟ کسانی که نه به جمهوری اسلامی را با نه به جنگ همزمان سرمیدهند، در برابر منطق جنگ خود را به نادانی زدهاند. از جمهوری اسلامی پس از برتازش آمریکا و اسراییل چهخواهد ماند؟ آیا جمهوری اسلامی میتواند از این برتازش ددمنشانه و دژخیم آشکار جانبهدربرد؟ و بماند؟ آیا ما ایرانیان میتوانیم از خطاها ی گذشته بیاموزیم و هزینهها را چندباره نکنیم؟ چهگونه ایرانیان میتوانند از گفتمانها و نهادها ی سنتی همانند سلطنت و اسلام بهسلامت بگذرند؟ و یک بار برای همیشه با آنها خردمندانه و رامیارانه (سیاستمدرارانه) روبهرو شوند؟
روندها و فرآیندهایی که به جنگ رسیدند، کدام اند؟ آیا تنها باید به علی خامنهای پرداخت؟ و از جمهوری اسلامی خردهگرفت؟ یا به رضا پهلوی و هواداران جنگ هم باید پرداخت؟ آیا باید بیشتر و پیشتر رفت و به همه ی فرآیندهایی را که ما را به اینجا آورده است، نگریست و اندیشید؟ اگر یک آسیبشناسی ژرف و کارآمد تا آنجا باید پیشرود که به همهگان از جمله جریان نزدیک به ما هم برسد، نقش جمهوریخواهان را در این فاجعه چهگونه باید دید و بررسید؟ گفتمان براندازی در نبود کردمان و سازوکاری درخور برای براندازی أیا بخشی از فاجعه نبود؟ و به درماندهگی نینجامید؟ و در این درماندهکی است که گروهی به بیگانهگان آویزان شدهاند، فریاد میکنند؟ بنیادها ی خشونت در ایران کجاست؟ و چه نسبتی میان شهرنشینی و خشونت دیده میشود؟ چهگونه درماندهکی به خشونت رسید؟ و چهگونه میتوان دام خشونت را در در ایران برچید؟ آیا در فرهنگ دینخو کلام هم به سپهر سیاسی میرسد و جای فلسفه ی سیاسی را میگیرد؟
با همرسانی و بازخوردها ی خود به این گفتوگو ادامه دهید و بخشی از جریانی باشید که راه میبرد و نه راه برده میشود. از پسند (سابسکرایب) این کانال که کانالی برای شنیدن صداها ی تازه است هم کوتاهی نکنید؛ همه ی راهها ی بزرگ با همین گامها ی کوچک آغاز میشود.